تبليغاتX
سلامی از دانمارک - دمکراسی شرقی
دغدعه های من و ديگران در غربت
یک هفته پیش بود که اول صبح خواب آلود و طبق عادت دگمه جعبه جادویی را زدم و چشم تان روز بد نبینه گرومپ... همه جا پر از دود و آتش بود. هشت نفر کشته و بیش از دویستایی زخم و زیلی شده بودن ان هم در بمب گذاری سفارت دانمارک در اسلام آباد پاکستان.

بعد از چند روز تازه القاعده طوماری صادر می کند که بمب کار گذاشته در داخل ماشینی را جلو درب سفارت پارک کرده. بماند که چطوری از دید آنها مخفی مانده. اغلب کشته ها جوان های پاکستانی ان. آدم با دیدن عکس و گریه و شیون خانواده شان دلش کباب می شود.

دیدیم که سر نخست وزیر سابق بی نظیربوتو غریب خودشان چه آوردند چه برسد به غریبه ها. راستش سکوت بهتر از گفتن هر چیزی است. سالهاست که در این سرزمین زندگی می کنم کمک مردمی دانمارک هنگام زلزله بم ایران و کمک ۴۰ میلیونی اخیرش به مردم برمه قابل تقدیرست. دانمارکی هایی هستن که در حال حاضر در بدترین شرایط در افغانستان دارن به افغانی های ستمدیده کمک می کنن تا زندگی بهتری داشته باشن.

نمی شود گفت که فرشته ان اما بهتر از هر مملکت غربی رفاه خودشان را با فقرا سهیم شده ان چطور این همه مهربانی تقدیری ندارد و آنوقت یک خبرنگار سودجویی که مزدور امریکاست چند تا کارتون چاپ می کنه برای اینکه تیتر فروشش رو بالا ببره و این همه سرو صدا ایجاد می کنه.

نمی دانم شاید من فراموش کرده ام که اسلام دین مهربانی عطوفت و بخشش نیست و عشق به دیگر انسان ها را به ما القا نمی کند یقین دارم که اگه قرار باشه پیگیر اسلام ناب محمدی باشیم لنگه اش در اینجا بیشتر از مملکت گل و گلاب خودمان پیدا می شد. نمونه اش همین قضیه درگیری استخدام روسری پوش ها در اداره جات دانمارک است.

جالبست که بدونین همین چند وقت پیش برای چندمین بار حکومت لائیک اسلام گرا سرگردان ترکیه باز هم ورود روسری پوش ها رو به دانشگاه ممنوع اعلام کرد و صدای زن های خشمگین ترک رو در اورد.

در صورتیکه سالهاس این جنگ در دانمارک هست بین حزب مردمی دانمارک که ضداسلام دو آتشه اس و حزب چپ گرا و کنسرواتیو و محافظه کار مجلس می گوین اگه ما بخواهیم به زنی بگوییم که سر کارش روسری نکند چون ما فرهنگ دیگری داریم پس دمکراسی ما چه معنی دارد اینکه هر انسانی ازادست عقیده و مرام خودش را داشته باشد لباس و مذهب و زبان و فرهنگ خودش را حفظ کند به شرط اینکه به دیگران لطمه ای نزند تا اینکه اخیرا" نماینده زن عرب با روسری بلند و آبی و دامن تا روی پاهایش به مجلس راه یافت و اگه وسط کار مجبور شد بخاطر حفظ منافع پارتی که در ان فعالیت می کرد عقب بکشد بخاطر زبان درازی و یاوه گویی خودش در باره تروریست های اسلامی نما بود و ربطی به چارقد روی سرش نداشت.

همین چندروز پیش دوباره صحبت روسری پوشیدن زن قاضی ترکی بود که روسری به دست پشت مسند قضاوت نشسته و چکش عدالت را با خشم بالا برده بود. قیل و قال روسری نپوشیدن قاضی اسلامی زن بالا گرفت کم مونده بود نماینده ها گیس و ریش هم را از بیخ بکنن. خوب دیگه یه عده از خارجی ها بیزارن گروهی چش دیدن مسلمان و اسلامی رو که به دنیا معرفی می کنن رو ندارن و از کشت و کشتار مذهبی می ترسن. گروهی هم که زن ندوست هسن و می گن ای داد همین مونده که زن روسری به سر برامون قاضی بشه وای بحال اون پرونده. بحث اونقدر بالا گرفت تا اینکه نخست وزیر دولت پارلمانی دانمارک وارد صحنه شد و با درایت همیشگی اش راه حل منطقی پیشنهاد کرد که خلاف دمکراسی هم نباشد آقا خانوم محترم از این به بعد هر کسی که در مسند قضاوت بنشیند نباید از سمبل مذهبی که عقیده ای شخصی است استفاده کند مبادا که عقایدش را تحت تأثیر قرار بدهد حالا می خواهد این عقیده صلیب باشد یا ردای کلیسایی یا روسری اسلامی و عبای ملایی و یا ریش بلند ترسناک حالا خودتان می دونید اگه می خواهین قاضی بشین باید ابزار کارتون رو خونه تون جا بزارین  

خنده دار اینست که این دانمارکی های ساده دل پخمه نمی دونن که در کشور بسیار اسلامی مثل ایران خودمون اصلا" زن جماعت نمی تونن به مسند قضاوت تکیه بزنن نمی دونم چون که زن هستن و ناقص عقل یا اینکه از پس مونده خاک مرد آفریده شده ان شاید هم از دنده چپش بیرون اومده تازه کم مونده که فقط در پارک زنانه قدم بزنه و اگه تونس و مردها هوایی براش گذاشتن نفس بکشه بعدش هم اگه تونست از نردبون رقابت بالا بره تو دانشگاه زنانه بره درس و کتاب زنانه بخونه و تو اداره زنانه کار کنه و بهتر که در خونه زن باشه و صداش در نیاد.

حالا چرا زن نباید قاضی بشه؟ اهان یادم اومد اخه زن دلش مثل حریر نازکه از شنیدن این همه لغز و لیچار دلش نمی ترکه اما طاقت تحمل دیدن وضع و حال مجرم را نداره و دل نازکه و احساساتی و نمی تونه قاضی بشه. خوبست که این قانون هارو مرد جماعت نوشته ان وگرنه اوناشون که متأهلن خوب می دونن که زن هاشون ده تا قاضی رو حریفن و البته اونا روی سر انگشت شون دور می چرخونن و بازی شون می دن

چه می دونم شایدم به این دلیل اقایون ایرونی نمی خوان زن پشت مسند قضاوت بنشیند و ناز شستش رو نشون بده.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 12:58  توسط الناز. ح |