![]() |
![]() |
|
| دغدعه های من و ديگران در غربت |
|
که نمی دونم شما چی فکر می کنین ولی من اون آدما نیسبه یکی کمک کنم و بعد پی اش را نگیرم به این امید که خیرش را در اون دنیا خواهم دید و چشم انتظار جویباری از بهشت باشم!!!!!!!نه نه اشتباه نکنین منظورم این نبود که چشمداشتی از طرف داشته باشم و بخوام تلافی بشه اما دلم می خواد ببینم به کی کمک می کنم و چه سود بطرف می رسه و البته بار مثبت کمک بنده چی خواهد بود آخه شما به من حق بدین این روزها آدم چیزهایی می بینه و می شنوه که شاخ در می آره. بخودش می گه هر چه بگندد نمکش می زنن وای به روزی که بگندد نمک می گین نه... حالا توضیح می دم همین اتحادیه دوستان گامبیایی! نمی دانم شما چیزی در باره شان شنیده این یا نه. اما دانمارکی های زیادی هستن که ماهیانه مبلغی پول نقد به حساب این اتحادیه و سازمان های دیگه می ریزن به این امید که پدر یا مادرناخوانده ای برای کودک افریقایی باشند اینجور که بویش می اد نه اون سال که صلیب سرخ ته کیسه اش را سوراخ کرده بود و مبالغی یواشکی زیر زمین می ریخت و نه این اتحادیه کذایی که از قرار سالهاست پول زبون بسته دانمارکی های ساده دل را هاپولی می کنه بله تعجب نکنین تنها در کشور ما نیس که کیسه پول جا بجا می شه در کشورهای مسیحی هم دست کجی هست با این تفاوت که وقتی گندش در بیاد جلوشون گرفته می شه و طرف هم تقاص پس می ده اینطوری نیست که جایی در سیستم پسرخاله یا دخترخاله داشته باشد که بخوان لاپوشی بکنن خبرنگار سمجی بلند شده و رفته گامبیا. تعداد هزار و دویست تا از این بچه هارو پیدا کرده که در عرض این همه سال فقط یک ۱۲۰ کرونی از این اتحادیه شکمباره گرفته ان و باقیش معلوم نیس کجا رفته جالب اینه که رییس سازمان گفته که ما مشکل همکاری با رابط افریقایی مون داشته ایم و برای همین پول ها به دست بچه ها نرسیده. معلوم نیس که این پول ها در کجا نفله شده شما اگه نشونی پیدا کردین واسه من کامنت بزارین یاد اونایی افتادم که احساساتی شده بودن و برای زلزله زده های بمی برنج و خشکبار فرستاده بودن چند تا از کامیون های ارسالی بین راه ربوده شده بود و محتوایش در بازار تاناکورا حراج رفته بود. جالب تر از همه این بود اونایی که کیسه ای برنج پنج تومان البته قیمت سابق خریده بودند در لابلای برنج اسکناس های درشتی پیدا کرده بودند که بیشتر از ده تومان هم بوده. مردم ما چقدر ساده دل هستن بخدا. پول هارو اینجوری خواسته بودن به دست نیازمندان برسونن و چه خوب هم رسیده بود البته از اون ورش. می بینین که هر خوبی رو تو دجله نمی اندازن چون گاهی مستقیم تو شکم کوسه و نهنگ می ره و قوی می شه و ماهی کوچولوهای بیشتری را می لمبونه سال قبل که ایران بودم اقای ریشوی دفتر بدستی دیدم که از طرف کمیته امداد اومده بود تا مثلا برای خانواده های بی سرپرست پدر و مادرخوانده اسم نویسی کنه شکر خدا هیچی رو از غرب یاد نگرفته باشیم این یکی راه گدایی را راه افتاده ایم مادرم هم نه برداشت و نه گذاشت گفت من هم شهید داده ام برای این انقلاب و هم اینکه بچه هام به ما کمک می کنن با این حقوق چندغاز بازنشستگی که نمی شه کاری کرد شما گول این ساختمان مرمری را می خورین که دخترمون برامون درست کرده البته حاج خانوم دو بار مکه و کربلا و سوریه رفته ان و دارن دوباره ساکشون رو می بندن و حاضرن درآمد ما رو تو جیب عرب ها بریزن تا اینکه به بچه یتیمی کمک بکنن به این می گن مذهبی دو آتیشه که خوب کاریش هم نمی شه کرد پول خودشون هست و صلاح مملکت آهان همین بود که بنده گفتم اگه بخوام دست کسی رو بگیرم باید صاحب اون دست را بشناسم و بدونم چیکار با کمک من انجام می ده وگرنه این رو بدونین نمی ام به سازمان و کمیته و بنیادی کمک کنم که می دونم پشت پرده اش چه می گذره و ترجیحا می خوام اینجا باقی داستان رو درز بگیرم اما خیلی بدست که عده ای بیایند راه را برای آنهایی که واقعا" احتیاج به کمک دارن سد بکنن کش رفتن از کسی که دستش خالی است و فریادش بیصداست آخر نامردی است حیف که هر جای دنیا پا می زاریم چشم مون به این متضادها می افته و رنج می کشیم چرا که خدای مهربون دنیا را در این تصادها زیبا و خواستنی خلق کرده.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 22:45 توسط الناز. ح |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
کلبه ادبی ترجمه شعر داستان مرتضی کربلایی لو انجمن عشق سرا نشر البرز خوشه ای ارزو وبلاگ های بروز شده قصر نیوز |
|
RSS
|